قلم سرباز

بعد از مدت ها کشمکش درونی که هنوز هم آزارم می دهد، برای رهایی از این زجر، به این نتیجه رسیده ام و آن در این جمله خلاصه می شود: خدایا! عاشقم کن.

شهید امیر حاج امینی (بهشت زهرا، قطعه 29، ردیف 60، شماره 10) +

انتظار

انتظار يعني قانع نشدن، قبول نکردن به وضع موجود زندگي انسان و تلاش براي رسيدن به وضع مطلوب که مسلم است اين وضع مطلوب با دست قدرتمند ولي خدا حضرت حجه ابن حسن (اروحنافداه) تحقق پيدا خواهد کرد. بايد خود را به عنوان يک سرباز، به عنوان يک انساني که حاضر است براي آن چنان شرايطي مجاهدت کند، آماده کنيم.

از گنجینه اهل بیت
امیرالمومنین امام علی(ع) : هر کس به وقت یاری رهبرش در خواب باشد زیر لگد دشمن بیدار می شود

http://blog.bioemm.com/wp-content/themes/fastfood/images/boland.png

حکایت من با کنسولگری ایران در مونیخ

نویسنده عین - الف
دسته بندی ها: آلمان, انتقاد, تجربیات, تلخند
دیدگاه: 0 دیدگاه
انتشار در تاریخ : تیر ۲۲, ۱۳۹۵

در اینجا مجبوریم برای تشکیل پرونده دانشجویی (که بعدا برای تایید مدارکمون لازمه) به سفارت یا کنسولگری های ایران در آلمان مراجعه کنیم. ایران چند تا کنسولگری در چند شهر مشهور  آلمان داره و افرادی که در سایر شهرها زندگی می کنند باید به اینجا مراجعت کنند.

نزدیک ترین کنسولگری به محل سکونت من کنسولگری شهر مونیخ است. در سایت کنسولگری نوشته که ارایه خدمات فقط دوشنبه تا جمعه از ۸ صبح تا ۱۲ ظهر صورت می گیره. برای من دانشجو که در سال ۲۰ روز مرخصی دارم مجبورم یکی از روزهای کاری ام رو بسوزونم که خدمت کنسولگری برای کارهام برسم. از طرف دیگه باید یک روز زودتر از موعد بروم و شب رو در مونیخ در هتلی بمونم که بتونم صبح برم کنسولگری چرا که اقایون فقط ۸ تا ۱۲ خدمات ارایه می دن. این کنسولگری کشور عزیزمون هم با روزهای تعطیلات رسمی آلمان کرکره رو می کشه پایین و تعطیل می کنه و هم با روزهای تعطیلات رسمی ایران تعطیل می کنه. در حالیکه سفارت آلمان در ایران در هفته فقط روزهای جمعه و شنبه  است که روز تعطیلی اخر هفته ایران و یکی هم تعطیلی اخر هفته المان است و فقط با تعطیلات رسمی خود کشور المان در وسط هفته تعطیل می شود.

جالب است که اگر نگاهی به مدارک مورد نیاز جهت تشکیل پرونده در سایت کنسولگری انداخته شود مشخص میشه کاملا سیستم ایرانی حاکم است. چندین قطعه عکس! کپی از تمام صفحات شناسنامه! از همه چی همه صفحات پشت و رو کپی!

در تمام مدتی که در اینجا در دانشگاه و موسسه و بانک و تمدید اقامت و بیمه و… در المان سر و کارم بود به یاد ندارم جز یک قطعه عکسی که به بیمه دادم یک برگ کپی یا عکس به جایی داده باشم. خودشون اصل مدرک رو میگیرن و اگر نیاز داشته باشن کپی می کنند و عکس رو هم اگر بگیرند بعد اسکن بهم برگردوندند.

مسئولین سفارت تلاششون در جهت حفظ رضایت مافوق های خودشون در ایران هست و دریغ از توجه به راحتی و آسایش شهروندهای ایرانی. مثلا کل فلسفه وجودی این کنسولگری فقط این شهروندهای ایرانی هستند.

به زودی عازم این کنسولگری خواهم بود ان شاالله و بیشتر در مورد جزئیات که رخ خواهد داد خواهم نوشت.

پرستار زندگی

نویسنده عین - الف
دسته بندی ها: آلمان, تنهایی
دیدگاه: 1 دیدگاه
انتشار در تاریخ : فروردین ۲, ۱۳۹۵

هفته گذشته بعد از بازگشت از جنگل که به همراه دوستان ایرانی مون رفته بودیم احساس بیحالی و خستگی مفرطی کرد که مشخص شد سرما خوردم. تشخیص پزشک بر آنفلوآنزا بود. حدود ۶ روز کامل در خونه استراحت می کردم. خانم خونه در این مدت سنگ تمام برام گذاشتند. در اون حین که سرم از تب بالا درد می کرد و چشمم سیاه می رفت بدون وقفه خانم داشتن دور من می چرخیدند که چه کاری لازمه تا انجام بدهند. شب ها بیدار می شدن و من رو یه بررسی عمومی می کردند و گاها چون حالم خوب نبود بیدار می موندند و پاشویه و کارهای لازم رو انجام می دادند. گاهی هم از وضعی که من توش هستم گریه می کردند. من همه ی اینها رو در حین اینکه انجام می داد می دیدیم و درک می کردم. چقدر وقت برای من می ذاره. درست که همسر هستیم اما تا ۲-۳ سال قبل هیچ نسبتی با هم نداشتیم اما الان دلسوزتر از یک مادر در حق هم بودند رو تجربه کردم. خیلی گشتم ببینم چطور در خور زحمات اون چند روز بشه ازش تشکر کرد اما چیزی نیافتم. براش دعا کردم و از خدا خواستم من هم در مقابلش مثل خودش باشم.

در اینجا یعنی آلمان ما کس و کاری نداریم. ادم دلش می گیره و گاهی اگر خدا نباشه فکر می کنه دستش به هیچ جا بند نیست. اگر اتفاقی بی افته چی کار بکنه و چطور این جماعت رو راضی کنه که فلان چیز رو نیاز داره. گاهی صد بار به خودم می گم ای کاش ایران بودم پیش خانواده و دوستان. توی خاک کشور خودم. مال خودم.

سال نو در کلن آلمان

نویسنده عین - الف
دسته بندی ها: آلمان, انتقاد, فرهنگ
دیدگاه: 1 دیدگاه
انتشار در تاریخ : دی ۲۰, ۱۳۹۴

مقدمه ی ۱- در جشن سال نو ۲۰۱۶ که در کلن برگزار می شود گزارشها و شکایات بسیاری در مورد جیب بری و ازار جنسی زنان گزارش شده. گفته شده این افراد سودجو جوان و چهره های عربی و آفریقایی داشتند که عموما مهاجرین و پناهنده ها چنین مشخصاتی دارند. رئیس پلیس شهر کلن هم در پی این حادثه اخراج شده. تعدادی مظنون دستگیر شده اند که بین اون ها ۵ نفر ایرانی هم وجود داره.

مقدمه ی ۲- موجی از بی اعتمادی و نگرانی در مردم آلمان نسبت به مهاجران و پناهنده ها ایجاد شده. در فیسبوک می بینم خیلی از ایرانیهای مقیم که عموما پناهنده هستند نسبت به تغییر رفتار آلمانی ها نسبت به خودشون نوشته اند و از اعمال قوانین سرسختانه خبر می دهند.

مقدمه ی ۳- پست هایی رو مشاهده می کنم که ایرانی ها ابراز می کنند که بیایید تدابیر اخذ کنیم و با سایر مهاجرین صحبت کنیم و در مورد اینجا بهشون آگاهی بدهیم که شاهد این نوع مشکلات نباشیم.

نتیجه گیری: میبینم این ایرانی های پناهنده چطور برای حفظ منافع خودشون و اینکه باهاشون بد برخورد نشه و مسائل این چنینی می ان و بقیه رو دعوت می کنند که برویم به سایر مهاجرین آگاهی بدهیم. یه جوایی بریم امر به معروف و نهی از منکر کنیم که جامعه ای که توش زندگی می کنیم نسبت به ما بازخورد منفی نداشته باشه. سوال من اینه چرا ایرانی ها تا وقتی توی کشورشون هستند چنین احساس وظیفه هایی نسبت به کشور و جامعه ندارند؟ چرا نسبت به هزارتا منکر و زشتی در جامعه بی تفاوت رد می شوند؟ در کشور خودشون وظیفه دولته همه چی درست کنه اما وقتی در آلمان هستند خودشون هم احساس مسئولیت می کنند؟

لینک ۱   لینک ۲

ترکیه، کشوری به ظاهر مسلمان

نویسنده عین - الف
دسته بندی ها: آلمان, فرهنگ, مذهب
دیدگاه: 0 دیدگاه
انتشار در تاریخ : دی ۱۱, ۱۳۹۴

همسایه شمال غربی ما کشور ترکیه است. آخرین امپراطوری اسلامی (عثمانی) هم در این کشور حکمرانی می کرد که بعد از جنگ جهانی اول به تاریخ امپراطوری ها پیوست. شاید هم به همین دلیل است که برچم فعلی ترکیه که نمادی از ماه و ستاره است و نشات گرفته از دوره عثمانی است در بین کشورهای اسلامی سنی مذهب و یا در غرب به نوعی نماد اسلام شده است.

از مدت ها قبل بدلیل قرابت محل زندگی من در شمال غرب و همسایگی با کشور ترکیه کم و بیش با فرهنگ و اجتماع اونها آشنایی مختصری داشتم و این باعث شده بود هیچ وقت حس مثبتی نسبت به این کشور و حتی جمع کثیری از مردمش نداشته باشم. نظر شخصی بنده این است که این کشور که به فهم بعضی ها تمدن اسلام را می خواهد یدک بکشد کشوری است که سال نو خودش را با سال میلادی و نه شمسی یا قمری آغاز کرده و جشن می گیره. در حالیه بالای ۹۸ درصد جمعیت این کشور در آمارها مسلمان نامیده می شوند باید عرض کرد کمتر از ۲ درصد جمعیت اون اصول اولیه اسلام رو هم شاید رعایت نکنند. خرید و فروش و تولید مشروبات الکلی در این کشور اسلامی آزادانه است و از هر ۱۰۰ زن  شاید یک نفر حداقل حجاب خودش رو هم رعایت نمی کند. وقتی به برنامه های تلویزیونی این کشور رو به یاد می ارم می تونم بگم بی حیایی و بی بند باری مجریان و زنان اون بارها بدتر و زننده تر از کشورهای غربی است. گوشت خوک که صریحا در قرآن حرام اعلام شده در فروشگاه های این کشور عرضه می شود و من در تعجب هستم که ما در خارج از کشور چرا مرجعی برای یافتن گوشت حلال جز فروشگاه های ترک نداریم. سواحل این کشور در بی بند و باری معرف خاص و عام هستند. اندک افرادی هم که در ترکیه مقید به اصول اسلامی هستند عموما پیرها و پا به سن گذاشته ها هستند که نسل بعدی ترکیه خالی از وجود چنین آدم هایی خواهد بود.

دوستی اهل ترکیه در محل کار دارم که خودش به من می گفت من مسلمان عجیبی هستم که مشروبات هم مصرف می کنم (امیدوارم صحیح نقل قول کرده باشم).  اگر به جامعه خود و آنچه پیرامونمون اتفاق می افتد بی توجه باشیم شبیه این کشور شدن خیلی دور نخواهد بود.

اربعین

نویسنده عین - الف
دسته بندی ها: آلمان, تنهایی, ولایت
دیدگاه: 0 دیدگاه
انتشار در تاریخ : آذر ۹, ۱۳۹۴

به نام او

پس فردا اربعین امام حسین است. تقریبا سومین سالی است که موج رفتن به کربلا در اربعین در کشور به راه افتاده است. خیلی هوس کرده بودم به رفتن خیلی. در حالیکه مشخص گرفتن مرخصی از انستیتو هم داشتم. در یکسال فقط ۲۰ روز کاری اجازه دریافت مرخصی داریم که ۱۵ روز اون رو تیر برای سر زدن به خانواده ها استفاده کردیم و ۵ روز باقی مانده رو هم گذاشتم که برای سالگرد بابا بتونم برم ایران. چندبار تقویم رو تورق کردم که شاید راه چاره ای باشه. با دست هام مثل دانش آموزان ابتدایی اعداد رو می شمردم و جمع و کم می کردم. شاید بشود یکی – دو روز از جایی جور کرد. اما نشد. زنجیری که پا رو به زمین وصل کرده بود سرسخت تر و ضخیم تر از اراده ای سست بود.

تصمیم دارم سال بعد ایران نرم و مرخصی هامو جمع کنم که اربعین رو کربلا باشم. اگر امام حسین بطلبد. اگر خدا بخواهد… اگر از حالا دست به دعا بردارم.

«برگه 1 از 69

http://blog.bioemm.com/wp-content/themes/fastfood/images/kotah.png

الحمدلله خدایا

جمعه ۱۵ مرداد ۹۵

الحمدلله خدایا برای نعمتی که به من و خانمم هدیه دادی.

−−−−−−−−−−

ان شالله به زودی بابا میشم

نویسنده عین - الف
دیدگاه: 0 دیدگاه

مقصر

شنبه ۲۲ خرداد ۹۵

مشکل این است که ما تنها از دیدگاه دیگران مقصر شناخته می شویم،

نه از دیدگاه خودمان.

نویسنده عین - الف
دیدگاه: 0 دیدگاه

ریاضی و ما ادارک ما الریاضی

جمعه ۲۷ فروردین ۹۵

اگر یک فرصت بود که برگردم به دوران کارشناسی و از ابتدا دروسم رو بگذرونم بیش از هر چیز به دروس پایه که در دانشکده ریاضی گذروندم توجه می کردم در مقایسه با دروس دانشکده که هیچ فایده ای برام نداشته تا کنون. کشمکش بین اساتید و گروه ها باعث شده که بعضی از این دروس وارد چارت درسی دانشجو بشوند.

اگر کسانی روزی این پیام من بهشان رسید، توصیه می کنم دروس پایه ریاضی را از هر درس دیگر جدی تر بگیرید اگر خیر دنیا و آخرت می خواهید.

نویسنده عین - الف
دیدگاه: 0 دیدگاه

لحظه ی سخت

چهارشنبه ۱۸ فروردین ۹۵

خیلی سخته وقتی که یه صفحه پر از کلیپ و ویدیو رو باز کردی تا یکی دوتا شه جهت رفع خستگی ببینی و در حالیکه صفحه مانیتورت یه سایت پر از کلیپ رو نشون می ده استادت سر برسه روی میز کارت و بگه علی! در مورد فلان چیز می خوام صحبت کنیم.

می خوای استادت اصلا نگاهش به مانیتور نیافته و در اولین فرصت اون پنجره رو دور از چشم استادت ببندی.

لحظات سختی بود. پند بگیرید از من.

نویسنده عین - الف
دیدگاه: 1 دیدگاه

تکه سیب

دوشنبه ۱۹ بهمن ۹۴

تکه های سیب رو که همسری بریده از ظرفم برمی دارم می خورم. یکی از دستم افتاد و روی شلوارم چند تا چرخ زد و روی موکت افتاد. چندتا چرخ هم روی موکت زد.

برش داشتم و گذاشتم گوشه ظرف که جدا از بقیه بمونه.

الان که ظرف رو نگاه می کنم هیچ تکه سیبی در اون نیست حتی در گوشه!

نویسنده عین - الف
دیدگاه: 1 دیدگاه

رییس جمهور شل و ول

دوشنبه ۱۴ دی ۹۴

بسیار ناراحت کننده و غرور شکن است که تیرگی روابط ما با کشور عربستان سعودی در زمان ریاست جمهوری آقای روحانی شل و کم جرات اتفاق افتاده. یه ذره دل و عرضه ی دفاع قاطع از منافع و عقاید و سنگرهای فرامرزی کشور رو نداره.

در عالم سیاست جواب بی ادبی رو با بله قربان فدات شوم نمی دهند.

نویسنده عین - الف
دیدگاه: 0 دیدگاه

بیا

سه شنبه ۱۰ آذر ۹۴

بیا و با نگاه خویش درمان کن ندیدن را…

نویسنده عین - الف
دیدگاه: 0 دیدگاه

انتخاب

چهارشنبه ۰۶ آبان ۹۴

ما با انتخاب هایی که می کنیم معنی می شیم.

——–

توی یه کلیپ دیدم+

نویسنده عین - الف
دیدگاه: 0 دیدگاه

نوشتن

توانایی زیبا نوشتن یک نعمتی است،

حس و حال داشتن برای نوشتن نعمتی دیگر.

اولی را از اول نداشتم، دومی رو به مرور در سالی که گذشت از دست دادم.

شکر نعمت نعمتت افزون کند، کفر نعمت از کفت بیرون کن.

وسط نداره! یا افزون باید شه یا بیرون

نویسنده عین - الف
دیدگاه: 0 دیدگاه

مجلس

سه شنبه ۱۴ مهر ۹۴

شاید بشه گفت اولین افرادی که در کشور ما میشه تطمیعشون کرد نمایندگان گاها غیرمحترم مجلسی که راس امور نیست هستند.

بشرهایی که هیچ کس بر آن ها نظارت نمی کند!

نزدیک انتخابات هم که می شود رفتار و گفتارشان خیلی متحول می شود.

نویسنده عین - الف
دیدگاه: 0 دیدگاه

CC کردن استاد

یکی از چیزهایی که اینجا می بینم استاد شاید نتونه کمکی بکنه یا نظری بده اما تمایل دارند دانشجو در تمام ایمیل هایی که در رابطه با پروژه به کسی می زنه خود استاد رو هم CC کنند. مثلا از یکی از دانشجوهاش می خواهم که فلان سورس رو به من بده یا یه نتیجه رو به یکی از همکاران ارسال می کنم که با هم بحث کنیم روش.

در ایران که بودم گاهی حس می کردم لزومی نداره استادم رو CC کنم و علتش هم این بود که به نظرم حال خوندن این چیزا رو نداره و اذیتش نکنم دیگه.

چقدر مثبت و چه مقدار منفی است؟

نویسنده عین - الف
دیدگاه: 0 دیدگاه

دیپلماسی

دوشنبه ۱۳ مهر ۹۴

تفکر حاکم بر دولت حسن روحانی میگه دیپلماسی یعنی نشست و برخواست با۷−۸ کشور قدرتمند و مستکبر دنیا.

در دنیا ۱۹۲ کشور وجود دارند! چرا ما رابطه فعالی با کشورهای آفریقایی و آمریکای لاتین نداریم؟ یعنی نیازهایی از ما رو که ۷-۸ کشور برطرف می کنند بقیه ۱۸۵ تا کشور نمی تونند؟

نویسنده عین - الف
دیدگاه: 0 دیدگاه

نمانوشت ۳ –

پنجشنبه ۲۹ مرداد ۹۴

این پاره پاره جانم،

هر تکه استخوانم

جانم فدای نامت

ایران جاودانم

——-

بشنوید با صدای پرواز همای +

——–

به بهانه ی اقتصاد کشور، استقلال آن را به حراج گذاشته اند، دولت بی تدبیری و ناامیدی.

نویسنده عین - الف
دیدگاه: 0 دیدگاه

لحظه های حسینی

جمعه ۲۳ مرداد ۹۴

لحظه های انتخاب بین درد و عافیت،

بین مرگ و زندگی،

بین عشق و هوس،

انتخاب بین ماندن و رفتن،

بین دروغ و راست،

این ها لحظه های حسینی اند…

 

———-

قسمتی از سخنرانی آقای رحیم پورازغدی +

نویسنده عین - الف
دیدگاه: 0 دیدگاه

برای او – ۲۵

پنجشنبه ۲۲ مرداد ۹۴

مثل میخ تو رفته در دیوار تا آخر

وصل است به سینه، هر دو نگاهت

———

از خودم/

نویسنده عین - الف
دیدگاه: 2 دیدگاه

گرمای هوا در آلمان

سه شنبه ۲۲ اردیبهشت ۹۴

هوا خیلی گرم هست. رطوبت هم توش پره خیلی اذیت می کنه.

یه سر رفتم طبقه همکف اب بخورم دیدم اه اه اه.

بابا همه شلوارک و … . یعنی مرد گنده شلوارک تنشه سر کار اومده. یکی با زیر شلوارش که تا زانو بالا داددش.

اوضاعیه.

اتاق ما هم سیستم تهویه نداره. ظاهرن چون ضلع شمالی ساختمونه.

هنوز وسط اردیبهشتیم. کو تابستون و رمضون.

کمک

نویسنده عین - الف
دیدگاه: 1 دیدگاه

برای او – ۲۴

جمعه ۲۱ فروردین ۹۴

درسته خسته ای بانو،

چقدر حرف است در این قامت

ولی می گم، اینو با عشق، با چشمام، اینو با گرمی دستام

که من طولانی می خوامَت

——————–

ترانه از خودم

تقدیم به بانویی به مناسبت روز زن

نویسنده عین - الف
دیدگاه: 1 دیدگاه

برای او − ۲۳

سه شنبه ۱۸ فروردین ۹۴

بگو و آرام ترم کن

عین آرامشه شعرای تو

بخون “به اقتدار می رسی“…

میشم “کمینگه کبوترای” تو

———-

ترانه از خودم

نویسنده عین - الف
دیدگاه: 1 دیدگاه

اسمبلی

چهارشنبه ۰۵ فروردین ۹۴

رفتم پیش مسئول IT دپارتمان می گم می خوام برای یه کار ساده بین شبکه ای دو تا رایانه برنامه بنویسم با فلان مشخصات. با چه زبونی راحت تره که اذیت نشم و سریع جمعش کنم. اول گفت C بعدش گفت می تونی با ASM یا همون اسمبلی هم بنویسی.

من:  ☹

استیو جابز: ☹

بیل گیتس:  ☹

نویسنده عین - الف
دیدگاه: 0 دیدگاه

آرزوی شهادت

یکشنبه ۰۲ فروردین ۹۴

ما سینه زدیم بی‌صدا باریدند

از هر چه که دم زدیم، آنها دیدند

ما مدعیانِ صفِ اول بودیم

از آخر مجلس شهدا را چیدند

———–

نماهنگ آرزوی شهادت +

————

عرض تسلیت دارم رحلت خواهر گرامی رهبر عزیزم را خدمت ایشان

نویسنده عین - الف
دیدگاه: 1 دیدگاه

دعای سفر

چهارشنبه ۲۷ اسفند ۹۳

خدایا! از سختى سفر، و اندوه بازگشتن، و روبرو شدن با مناظر ناگوار در خانواده و مال و فرزند، به تو پناه مى‌برم. پروردگارا! تو در سفر همراه ما هستی و در وطن نیز نسبت به بازماندگان ما سرپرست و نگهبان تو هستی، و جمع میان این دو را هیچ کس جز تو نتواند کرد.

امیرالمومنین (ع) – قبل از عزیمت به شام – نهج البلاغه خطبه ۴۶

——————–

پ. ن: کاش زودتر دیده بودم این دعا را

نویسنده عین - الف
دیدگاه: 0 دیدگاه

عمر

سه شنبه ۲۶ اسفند ۹۳

ما مگه چند تا عمر داریم که با یکی بیاییم در این دنیا تجربه کسب کنیم و با یکی دیگه بیاییم در دنیا زندگی کنیم؟

———–

از سخنرانی حجه الاسلام مسعود عالی +

نویسنده عین - الف
دیدگاه: 1 دیدگاه

خوش آمدید , امروز سه شنبه, شهریور ۹, ۱۳۹۵