ارسال های قرار گرفته در تنهایی

۹:۵۷ ب.ظ

یه دقه وایسی منم باهات میام

یَا مُفَرِّجَ الْهُمُومِ بعضی وقتها مشکلات یکی یکی نمیان سمت آدم… صبر میکنن همه با هم یه آژانس میگیرن! ربنا افرغ علینا صبراً و ثبّت اقدامنا… منبعش یادم نیست!!!

» باقی این نوشته را بخوانید ...

۳:۰۹ ق.ظ

آشپزی

آشپزی فقط خودم … ای جان ای جان، نوش جانم…     

» باقی این نوشته را بخوانید ...

۹:۴۳ ب.ظ

انلاین شدن استادم

وقتی استادم رو توی این لیست جی تالکم آنلاین می بینم … هوری دلم می ریزه یادم می افته کاری نکردم و پروژه خیلی عقبه و چی قراره بهش رپورت بدم در دیدار بعدیمون!!! مثل همین الان که آنلاین شده دوباره  Oops —————————————————— خدایا خودت آبروی همه ی دانشجوها رو پیش استادشون حفظ کن علی [...]

» باقی این نوشته را بخوانید ...

۱:۲۸ ق.ظ

امون از وبگردی

ساعت ۱۲ شب از بی خوابی بلند شدم گفتم برم کمی درس بخونم کار تزم رو جلو ببرم. سیستم رو روشن کردم گفتم اول یه چک میل کنم و بعدش یه سر فیس بوک بزنم، بعدش کمی توی سایت های مورد علاقه گشت مختصری بزنم و نگاهی به وبلاگهایی که مدتی بود نخوندم کنم و [...]

» باقی این نوشته را بخوانید ...

۱۲:۰۵ ق.ظ

لالایی

هنوز محتاج لالایی تو هستم (مادر)   —————————————————————————- یه رباتی هی چپ راستی در خلوتگاه داره کامنت می ذاره مجبور شدم کامنت رو ببندم.

» باقی این نوشته را بخوانید ...

۱۰:۲۳ ق.ظ

مشق شب دختری سه ساله

لطفا روی متن نوشته شده تامل کنید، چند خط بیشتر نیست! … اما روضه ای بلند و والاست برای خودش…فقط همین اکبر… دو بخش… نه صد بخش… اکبر هزار بخش است… *** اصغر دو بخش دارد اما صدا ندارد… *** بابا دو بخش دارد یک بخش روی نیزه یک بخش توی صحرا… … التماس دعا [...]

» باقی این نوشته را بخوانید ...

۹:۱۵ ب.ظ

شیشه عطر

یا من الیه یرجع کل شیء ما شیشه عطریم، بگوئید به سنگ گاهی با قلم، گاهی با سکوت، گاهی با فریاد، گاهی با کار… و گاهی با خون شهادت، شهادت است…رسیدن به آن شهود آرزوی دیرینه ی ماست

» باقی این نوشته را بخوانید ...

۶:۲۸ ب.ظ

مرد

مرد نباید بخوابد باید خوابش ببرد… ———————————- پ.ن.: منظور جنسیت مذکر یا مونث نیست

» باقی این نوشته را بخوانید ...

۳:۲۶ ب.ظ

تنهایی

تنهایی     یعنی        یک روز پاییزی                    شعر مردی                          روی دستش                                     مانده باشد. [...]

» باقی این نوشته را بخوانید ...

۱۱:۲۳ ب.ظ

احمد خوشا به حالت

با خودم که تعارف ندارم، دوست بقیه عمرم رو مثل احمد عزیزی بگذرونم اما یه بار اینطوری آقا دستم رو بگیره… +

» باقی این نوشته را بخوانید ...